دانش بشری بر اساس یک بخش‌بندی عام و کلی به دو شعبۀ علوم غریبه(=علوم خفیه) و علوم طبیعی(=علوم متعارف) تقسیم می‌شده‌است.علوم طبیعی، علومی‌اند که با ساز و کارهایی متعارف،از مقدمات معلوم به نتایج مطلوب می‌رسند،مانند فیزیک، ریاضی، جامعه‌شناسی، زبان‌شناسی و دیگر علوم متعارف. این علوم را همچنین بدین دلیل علوم طبیعی و متعارف می‌نامیدند که بشر در زندگانی جاری و طبیعی خود با این علوم سر و کار دارد. اما برخی علوم نیز بودند که با بهره‌گیری از سازوکارها و قواعد و فرمول‌های رازآمیز و نامتعارف که اسرارشان نزد صاحبان این علوم مخفی بود، از مقدمات معلوم به نتایج مطلوب می‌رسیدند.این دسته از علوم را علوم غریبه یا خفیه می‌نامیدند.

سبب غریب و خفی بودن این علوم، مقدمات و مواد اطلاعاتی آنها نبوده، بلکه فرمول‌ها و ساز و کار استخراج نتایج بوده که نامتعارف و غریب و خفیه بودند. مانند علم رمل که مقدمات اطلاعاتیش، پدیده‌ای است که کاملاً عادی و قابل دسترس برای همگان و آن، گرداندن تعدادی ریگ در دست و ریختن آنها به وضعی اتفاقی است.اما فرمول‌های استخراج نتیجه از این مقدمات اطلاعاتی، رازآمیز و غریب‌‌اند؛ یا علم جَفر و علم‌الاعداد که مقدماتشان، پدیده‌هایی شناخته شده از قبیل حروف و اعداد است، اما روش‌های استخراج نتایج، این علوم را در زمرۀ علوم غریبه قرار می‌داده‌است.
در یك تقسیم بندى علوم را به دو بخش تقسیم نموده اند علوم خفى (علوم غریبه) و علوم حبى (علوم مانند علوم نظرى و تجربى). خفى به معنى پنهان و جلى به معنى آشكار است. بنابراین علوم غربیه جزو علومى است كه اربابان این فن و یا علم آن را همواره از انظار نامحرمان و ناشناسان پنهان داشته و در تعلیم و تعلم وى شرایطى را ملحوظ نظر قرار مى داده اند ، و این علوم نیز خود داراى شاخه هاى گوناگونى است .
فلذا علوم غریبه برای استفاده شخصی و یا آواره كردن و سرگردان نمودن كسی به وجود نیآمده است ؛ با علوم غریبه می توان به بر برخى اسرار و اخبار نهان دست یافت ؛ بله علومی مثل رمل ، جفر و … جزوی از علوم غریبه هستند علوم غریبه دارای پنج شاخه اصلی می‌باشد كه عبارتند از:
علم كیمیا،علم لیمیا، علم هیمیا، علم سیمیا و علم ریمیا.
البته این علوم دارای شاخه‌های فرعی نیز می‌باشند كه از آن جمله می‌توان به:
علم اعداد و اوفاق، علم احضار ارواح، علم تنویم مغناطیس و خافیه اشاره كرد

چند نكته را نیز در این باب باید متذكر گردیم:
اولا: استادی را كه مسلط به این امور باشند به سادگی نمی توان یافت.
ثانیا: چنانچه استادی را نیز بیابید به دلایلی شاید اعتراف به تسلط در این امر نكند.
ثالثا: معلوم نیست كه آن استاد در چه حد و در كدام یك از شاخه های گوناگون این علوم تسلط داشته باشد.
رابعا:آموختن چنین علومی نیازمند شرایطی است كه حصول تمامی آن شرایط برای هر كسی میسر نیست از جمله این شرایط و از اهم آنها گذشته از تقوا، صرف وقت فراوان و تحمل ریاضتها و مرارتهای گوناگون طولانی مدت است و چله نشینی و انزوا است.
خامسا: تسلط در تمامی شاخه های این علم بی كران و شریف، از حوزه امكان عادی هر كس خارج است مگر در برخی از شاخه ها. زیرا علوم غریبه به شاخه هایی چون علم جفر، علم حروف و اعداد، علم رمل، علم اوفاق، علم كیمیا و … تقسیم می گردد. كه برخی از این شاخه ها همانند علم جفر خود نیازمند صرف عمری وقت است تا به تدریج به تمامی زوایا و مراحل آن واقف گشت.
محمود دهدار غیاثی (1016- م) صاحب كتاب شریف و ارجمند «مفاتیح المغالیق» تمامی عمر خود را صرف آموختن علوم غریبه ، علی الخصوص جفر نمود، وی در سن 71 سالگی بود كه موفق گردید اسم اعظم خداوند و نحوه كاربرد آن را كشف كند و سپس آن را در ابیاتی طولانی و به صورت معما گونه به نظم در آورد كه شروح گوناگونی نیز تاكنون بر آن نگاشته اند همانند شرح مرحوم حجت بلاغی ( ابیات یاد شده مجموعا 103 بیت است كه مرحوم بلاغی آن را از روی نسخه عالم مرتاض، سید محمد رضا موسوی (متوفی در سنه 1385 قمری استنساخ نموده و در آخر كتاب كشكول گونه خود به نام «از هر چمن گلی» آورده است.)
و شرح مرحوم عالم عادی شیخ یوسف نجفی جیلانی (12) و نیز مرحوم عالم صمدانی رجب برسی حلی (13) (متوفی حدود813 ق.) که در باب اسم اعظم و کاربرد آن به گونه مفصل و اعجاب آور قلم فرسایی نموده است و فاضل کامل مرحوم محمد حسن میرجهانی (14) نیز آن را شرح و توضیح داده است.
بنابراین نه رسیدن به تمامی خواسته ها به سادگی مقدور و میسر است و نه چنین است كه چنین علومی را بتوان در مدت چند ماه و یا چند سال آن هم با دغدغه های فراوان ذهنی و عملی چنین عصری ، آموخت.
براى مطالعه بیشتر در این باب، به كتاب «مفاتیح المفالیق و زبدة الالواح» محمود دهدار عیانى و یا «شرح كنوزالاسما» عیانى كه استاد علامه حسن‏زاده آملى در كلمه 343 از هزار و یك كلمه به طور مبسوط آن اشعار را توضیح داده است.در رابطه با علوم غریبه لازم است توجه داشته باشید علومی که در رابطه با سحر, طلسم , شعبده , حروف , اعداد و تسخیر صحبت می كند جمعا هفت علم می باشد كه در كتابی به نام ((اسرار قاسمی )) جمع آوری شده است و یادگرفتن آن از نظر اسلام , آنجا كه برای ارشاد و تبلیغ افراد و تمیز حق از باطل باشد, اشكال ندارد; مثلا اگر كسی ادعای پیغمبری نماید – همان طور كه در گذشته افراد شیادی با فرا گرفتن این علوم چنین ادعاهایی می كرده اند – یاد گرفتن این علوم برای مبارزه با آنها و بیان راه حق اشكال ندارد; ولی اگر كسی برای استفاده های نامشروع (مثل سحر) بخواهد این علوم را یاد بگیرد, مخالف دستور اسلام است و جایز نمی باشد.
از باب مثال علم جفر، از علوم غریبه است كه به وسیله آن، به برخى از اطلاعات آینده دست مى‏یابند. پایه‏هاى این دانش، برنوعى ریاضیات پیچیده استوار است. البته پى‏گیرى آن را به شما توصیه نمى‏كنیم؛
یادگیری این علوم برای استفاده ها مشروع اشکال ندارد مثل آنجا كه براى ارشاد و تبلیغ افراد و تمیز حق از باطل باشد، در این صورت اشكال ندارد؛ مثلاً اگر كسى ادعاى پیغمبرى نماید (همان طور كه در گذشته افراد شیادى با فراگرفتن این علوم چنین ادعاهایى مى‏كرده‏اند چنانچه در مورد مبارزه مرحوم شیخ بهایی نسبت به مردی كه ادعای نبوت داشته نقل شده است) و از طریق این علوم بخواهد مردم را اغفال کند یاد گرفتن این علوم برای مبارزه با این افراد اشکال ندارد ولی برای استفاده های غیر مشروع و کسب مال از این طریق جایز نیست.

موضوع : عکس و مطالب خواندنی،